شمارهٔ 52
Poet: Jami
Toggle stanza 1جامی عمری به خلق عالم پیوست
جامی عمری به خلق عالم پیوست
زان شیوه نیامدش بجز باد به دست
فارغ ز همه کنون به کنجی بنشست
از دوستی و دشمنی خلق برست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من با کمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 5
چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
چون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)هیچ است [107-101]رباعی 106
چون لاله به نوروز قَدَح گیر به دست
با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)دم را دریابیم [143-108]رباعی 122
اجزای پیالهای که درهم پیوست
بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 44
* گویند که دوزخی بُوَد عاشق و مست
قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)هرچه باداباد [100-74]رباعی 87
چون آمدنم به من نَبُد روز نخست
وین رفتنِ بیمراد عَزمیست درست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)هرچه باداباد [100-74]رباعی 94
ترکیبِ پیالهای که در هم پیوست
بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 22
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 27
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 28
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
چون هست به هر چه هست نقصان و شکست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 29
Sources
Persian text source: Ganjoor

