رباعی 106
Toggle stanza 1چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رسوا شده لولیی ربالی دردست
از کوی خرابات همی آمد مست
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 13
کردم توبه شکستیش روز نخست
چون بشکستم به توبه ام خواندی چست
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 15
گاهی کشیم به رفتن ای عشوه پرست
گه ز آمدن از نیست مرا سازی هست
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 33
هرکس که ازین جهان دلگیر بجست
از ننگ وزیر و منت میر برست
JamiDivan-e Ashʿarاشعار پراکندهشمارهٔ 4
آن مه که به دل حرف وفا کرده درست
دی بود به حمام پس از صبح نخست
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 42
جامی عمری به خلق عالم پیوست
زان شیوه نیامدش بجز باد به دست
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 52
من با کمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 5
آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
انصاف بده چه لایق آن دهن است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 120
آن جان که از او دلبر ما شادانست
پیوسته سرش سبز و لبش خندان است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 122
آن نور مبین که در جبین ما هست
وان ضوء یقین که در دل آگاهست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 148

