شمارهٔ 42
Poet: Jami
Toggle stanza 1آن مه که به دل حرف وفا کرده درست
آن مه که به دل حرف وفا کرده درست
دی بود به حمام پس از صبح نخست
آبی به سرم ریخت ز سرچشمه لطف
وز لوح دلم نقش بتان پاک بشست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من با کمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 5
چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
چون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)هیچ است [107-101]رباعی 106
چون لاله به نوروز قَدَح گیر به دست
با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)دم را دریابیم [143-108]رباعی 122
اجزای پیالهای که درهم پیوست
بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 44
* گویند که دوزخی بُوَد عاشق و مست
قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)هرچه باداباد [100-74]رباعی 87
چون آمدنم به من نَبُد روز نخست
وین رفتنِ بیمراد عَزمیست درست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)هرچه باداباد [100-74]رباعی 94
ترکیبِ پیالهای که در هم پیوست
بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 22
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 27
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 28
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
چون هست به هر چه هست نقصان و شکست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 29
Sources
Persian text source: Ganjoor

