غزل شمارهٔ 3947

Poet: Saib

Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

Rhyme: ند

Poems with the same metre and rhyme: 11

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
1

مرا همیشه دل از وصل یار می شکند

سبوی من به لب جویبار می شکند

2

چه نسبت است به فرهاد جان سخت مرا

که درد من کمر کوهسار می شکند

3

مده میان بلا را درین محیط از دست

که چون سفینه رود بر کنار می شکند

4

به وعده گل بی خار او مرو از راه

که خار در جگر انتظار می کشند

5

چو بید قامت من شد دوتا ز بی ثمری

اگر ز جوش ثمر شاخسار می شکند

6

به دور خط لب لعل تو شد خراباتی

چه توبه ها که به فصل بهار می شکند

7

نمی خرند متاعی که نشکنند او را

نیم غمین که مرا روزگار می شکند

8

ز ترکتاز فلک ایمنند تیره دلان

که زنگی آینه بی غبار می شکنند

9

چنان ز گردش آن چشم سرخوشم صائب

که از مشاهده من خمار می شکند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

جوان و پیر که در بند مال و فرزندند

نه عاقلند که طفلان ناخردمند

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 950

به بوستان ولایت کهن درخت بلند

که عمرها به سر اهل فقر سایه فکند

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 16 - فی تاریخ وفاتة قدس سره

جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست

همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 38

بگو به گوش کسانی که نور چشم منند

که باز نوبت آن شد که توبه‌ها شکنند

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 913

فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند

از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 937

حریف عمر به سر برده در فسق و فجور

به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند

SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 21

نیافرید خدایت به خلق حاجتمند

به شکر نعمت حق در به روی خلق مبند

SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 24

حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور

به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند

SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 77

بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند

که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند

UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 338

غلام زنده دلانم که عاشق سره اند

نه خانقاه نشینان که دل بکس ندهند

Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 8

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3947 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood