غزل شمارهٔ 338
Poet: Urfi
Toggle stanza 1بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند
شکست شیشه و در پا خلید و بی خبران
هنوز میکده آشوب و عافیت کوشند
اگر ز دیر برندت به طوف کعبه، مباد
امید و یاس در این کوچه دوش بر دوش اند
هزار شیشه تهی گشت و تنگ حوصله گان
هنوز بی خبر از ته پیالهٔ دوشند
چه محنت آورد آن جمع را به ناله که تو
به ریشهٔ دلشان می خلی و خاموشند
فغان ز عادت عرفی که تا تو دشمن جان
رهش زدی، ز دلش دوستان فراموشند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
نه عاقلند که طفلان ناخردمند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 950
به بوستان ولایت کهن درخت بلند
که عمرها به سر اهل فقر سایه فکند
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 16 - فی تاریخ وفاتة قدس سره
جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست
همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 38
بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 913
فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند
از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 937
حریف عمر به سر برده در فسق و فجور
به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 21
نیافرید خدایت به خلق حاجتمند
به شکر نعمت حق در به روی خلق مبند
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 24
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 77
در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
چه دولتی است که مارا همان به ما بخشند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3921
مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
سبوی من به لب جویبار می شکند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3947
Sources
Persian text source: Ganjoor

