غزل شمارهٔ 225
Toggle stanza 1اینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند؟
11
اینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند؟
کآرام جان و انس دل و نور دیدهاند
22
لطف آیتیست در حق اینان و کبر و ناز
پیراهنی که بر قد ایشان بریدهاند
33
آید هنوزشان ز لبِ لعل بویِ شیر
شیرینلبان نه شیر، که شکّر مزیدهاند
44
پندارم آهوان تتارند، مشکریز
لیکن به زیر سایهٔ طوبی چریدهاند
55
رضوان مگر سراچهٔ فردوس برگشاد
کاین حوریان به ساحت دنیا خزیدهاند!
66
آب حیات در لب اینان به ظنِ من
کز لولههای چشمهٔ کوثر مکیدهاند
77
دست گدا به سیب زنخدان این گروه
نادر رسد که میوهٔ اوّل رسیدهاند
88
گُل برچنند روز به روز از درخت گُل
زین گلبنان هنوز مگر گُل نچیدهاند
99
عذر است هندوی بتِ سنگینپرست را
بیچارگان مگر بت سیمین ندیدهاند؟
1010
این لطف بین که با گِل آدم سرشتهاند
وین روح بین که در تن آدم دمیدهاند
1111
آن نقطههای خال چه شاهد نشاندهاند
وین خطهای سبز چه موزون کشیدهاند
1212
بر استوای قامتشان گویی ابروان
بالای سرو راست هلالی خمیدهاند
1313
با قامت بلند صنوبرخرامشان
سرو بلند و کاج به شوخی چمیدهاند
1414
سِحر است چشم و زلف و بناگوششان، دریغ!
کاین مؤمنان به سِحر چنین بگرویدهاند
1515
ز ایشان توان به خون جگر یافتن مُراد
کز کودکی به خون جگر پروریدهاند
1616
دامنکشانِ حُسن دلاویز را چه غم؟
کآشفتگان عشق گریبان دریدهاند
1717
در باغ حُسن، خوشتر از اینان درخت نیست
مرغانِ دل بدین هوس از بَر پریدهاند
1818
با چابکان دلبر و شوخان دلفریب
بسیار درفتاده و اندک رهیدهاند
1919
هرگز جماعتی که شنیدند سِرِّ عشق
نشنیدهام که باز نصیحت شنیدهاند
2020
زنهار! اگر به دانهٔ خالی نظر کنی
ساکن که دامِ زلف بر آن گستریدهاند
2121
گر شاهدان نه دنیی و دین میبرند و عقل
پس زاهدان برای چه خلوت گزیدهاند؟
2222
نادر گرفت دامن سودای وصلشان
دستی که عاقبت نه به دندان گَزیدهاند
2323
بر خاکِ ره نشستنِ سعدی عجب مدار
مردان چه جای خاک که بر خون طپیدهاند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اهل خرد که از همه عالم بریدهاند
داند خرد که از چه به کنج آرمیدهاند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 839
یاران که زخم تیر بلایت چشیدهاند
با جان پاره از همه عالم رمیدهاند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 840
رندان پاکباز که از خود بریدهاند
در هرچه هست حسن دلارام دیدهاند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 841
آنها که رنگ خودسری شمع دیدهاند
انگشت زینهار ز گردن کشیدهاند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1339
امروز ناقصان به کمالی رسیدهاند
کز خودسری به حرف سلف خط کشیدهاند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1340
این آهوان که گردن دعوی کشیدهاند
خال بیاض گردن او را ندیدهاند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4147

