رباعی شمارهٔ 1473
Poet: Rumi
Toggle stanza 1دوش آنچه برفت در میان تو و من
دوش آنچه برفت در میان تو و من
نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن
روزیکه سفر کنم ازین کهنه وطن
افسانه کند از آن شکنهای کفن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بی سود یقین دم زیانی می زن
بر گرد یقین تار گمانی می تن
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 12
ای رشک شکر لب تو از لطف سخن
هر دم به تو نو امید یاران کهن
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 38
هرگه که رسد به فارسی سوق سخن
رکنی دو ز شرع را به آن ترجمه کن
JamiDivan-e Ashʿarاشعار پراکندهشمارهٔ 9
بشنو سخن فراخ و دل تنگ مکن
کان دوست نباشد که برنجد ز سخن
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 37
بشنو به ارادت سخن پیر کهن
تا کار جهان را تو بدانی سر و بن
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 43
با من شب و روز گرم بودی به سخن
تا چون زر شد کار تو ای سیمینتن
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 318
ای چون گل نوشکفته برطرف چمن
گلبوی شود ز نام تو کام و دهن
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 319
پندی دهمت اگر پذیری ای تن
تا سور ترا به دل نگردد شیون
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 320
ای یار قلندر خراباتی من
با من تو به بند دامن اندر دامن
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 321
بد کمتر ازین کن ای بت سیمینتن
کایزد به بدت باز دهد پاداشن
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 323
Sources
Persian text source: Ganjoor

