رباعی شمارهٔ 1715
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ای ترک چرا به زلف چون هندوئی
ای ترک چرا به زلف چون هندوئی
رومی رخ و زنگی خط و پر چین موئی
نتوان دل خود را به خطا گم کردن
ترسم که تو ترکی و به ترکی گوئی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چندان که نگاه میکنم هر سویی
در باغ روان است ز کوثر جویی
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 169
تا چند روی بیهده از هر سویی
تا کی گویی گزاف از هر رویی
AttarMukhtar-namehباب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدنشمارهٔ 30
چون نیست دلم را جز ازو دلجویی
سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی
AttarMukhtar-namehباب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسدشمارهٔ 36
گاه از غم اودست ز جان میشویی
گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی
AttarMukhtar-namehباب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح داردشمارهٔ 37
هر لحظه دهد عشق توام سرشوئی
تا من سر و پای گم کنم چون گوئی
AttarMukhtar-namehباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 57
چندان که نگاه میکنم هر سوئی
از سبزه بهشت است و ز کوثر جویی
AttarMukhtar-namehباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 77
ای باد سحر تو از سر نیکوئی
شاید که حکایتم به آن مه گوئی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1706
دل گفت مرا بگو کرا میجوئی
بر گرد جهان خیره چرا میپوئی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1874
دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی
میگفت ترانهای کنار جوئی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1879
گاه از غم او دست ز جان میشوئی
گه قصهٔ آ، به درد دل میگوئی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1911
Sources
Persian text source: Ganjoor

