رباعی شمارهٔ 1716
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ای چون عَلَمِ بلند در صحرائی
ای چون عَلَمِ بلند در صحرائی
وی چون شکر شگرف در حلوائی
زان میترسم که بَد رَگ و بَد رائی
در مغز تو افکنَد دگر سودائی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟
یا سرو بدین بلند و خوش بالایی؟
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 131
گر کان فضائلی وگر دریایی
بیراحت خلق باد میپیمایی
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 48
خشنودی تو بجویم ای مولایی
چون باد بزان شوم ز ناپروایی
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 367
چون نار اگرم فروختن فرمایی
چون باد بزان شوم ز ناپروایی
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 368
گفتم که ببرم از تو ای بینایی
گفتی که بمیر تا دلت بربایی
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 369
ای سوسن آزاد ز بس رعنایی
چون لاله ز خنده هیچ میناسایی
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 370
ای لطف تو دستگیر هر رسوایی
وی عفو تو پردهپوش هر خود رایی
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 164
گر روشنی جمال خودب نمائی
دلها ببری و دیدهها بربائی
AttarMukhtar-namehباب سیام: در فراغت نمودن از معشوقشمارهٔ 14
گفتی تو که مرگ چیست ای بینایی
مرگ آینهٔ فضیحت و رسوایی
AttarMukhtar-namehباب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردنشمارهٔ 17
مرغ دل من که بود چون شیدایی
افتاد ز عشق بر سرش سودایی
AttarMukhtar-namehباب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودنشمارهٔ 19
Sources
Persian text source: Ganjoor

