رباعی شمارهٔ 1355
Poet: Rumi
Toggle stanza 1من یک جانم که صد هزار است تنم
من یک جانم که صد هزار است تنم
چه جان و چه تن که هر دو هم خویشتنم
خود را به تکلف دگری ساختهام
تا خوش باشد آن دیگری را که منم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من بندهٔ بالای تو شمشادتنم
فرهاد تو شیریندهن خوشسخنم
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 104
هر گه که نظر بر گل رویت فکنم
خواهم که چو نرگس مژه بر هم نزنم
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 105
از آمدنم فزود رنج بدنم
از بودن خود همیشه اندر محنم
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 282
شمع آمد و گفت: موسی جمع منم
اینک بنگر چو طشت آتش لگنم
AttarMukhtar-namehباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 2
شمع آمد و گفت: بر تن خویشتنم
دل میسوزد که سخت شد سوختنم
AttarMukhtar-namehباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 24
گفتم که «چنان شیفتهٔ آن دهنم
کز تنگی او تنگدل و ممتحنم»
AttarMukhtar-namehباب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوقشمارهٔ 29
هیچم همه تا با خود و با خویشتنم
هستم همه تا با خود و با جان و تنم
AttarMukhtar-namehباب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم استشمارهٔ 38
امشب همه شب نشسته اندر حزنم
فردا بروم مناره را کارد زنم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1152
فانی شدم و برید اجزای تنم
میچرخ که بر چرخ بد اول وطنم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1267
Sources
Persian text source: Ganjoor

