شمارهٔ 38
Poet: Attar
Toggle stanza 1هیچم همه تا با خود و با خویشتنم
هیچم همه تا با خود و با خویشتنم
هستم همه تا با خود و با جان و تنم
تا میماند از «من» من یک مویی
مویی نشود پدید چیزی که منم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
امشب همه شب نشسته اندر حزنم
فردا بروم مناره را کارد زنم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1152
فانی شدم و برید اجزای تنم
میچرخ که بر چرخ بد اول وطنم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1267
من یک جانم که صد هزار است تنم
چه جان و چه تن که هر دو هم خویشتنم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1355
من بندهٔ بالای تو شمشادتنم
فرهاد تو شیریندهن خوشسخنم
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 104
هر گه که نظر بر گل رویت فکنم
خواهم که چو نرگس مژه بر هم نزنم
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 105
از آمدنم فزود رنج بدنم
از بودن خود همیشه اندر محنم
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 282
شمع آمد و گفت: موسی جمع منم
اینک بنگر چو طشت آتش لگنم
AttarMukhtar-namehباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 2
شمع آمد و گفت: بر تن خویشتنم
دل میسوزد که سخت شد سوختنم
AttarMukhtar-namehباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 24
گفتم که «چنان شیفتهٔ آن دهنم
کز تنگی او تنگدل و ممتحنم»
AttarMukhtar-namehباب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوقشمارهٔ 29
Sources
Persian text source: Ganjoor

