رباعی شمارهٔ 1289
Poet: Rumi
Toggle stanza 1گر من به در سرای تو کم گذرم
گر من به در سرای تو کم گذرم
از بیم غیوران تو باشد حذرم
تو خود به دلم دری چو فکرت شب و روز
هرگه که ترا جویم در دل نگرم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گفتم که هوای او برون شد ز سرم
از خاک درش درد سر خود ببرم
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 145
گر بیدارم اسیر صد شور و شرم
ور در خوابم ز عقل و دین بی خبرم
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 56
گر در سفرم تویی رفیق سفرم
ور در حضرم تویی انیس حضرم
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 84
خورشید رخا من به کمند تو درم
بارت بکشم به جان و جورت ببرم
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 95
هر سروقدی که بگذرد در نظرم
در هیأت او خیره بماند بصرم
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 96
بی روی تو، ای دوست، به جان در خطرم
در من نظری کن، که ز هر بد بترم
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 98
دل نزد تو است، اگر چه دوری ز برم
جویای توام، اگر نپرسی خبرم
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 99
عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم
بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم
AttarMukhtar-namehباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 10
ای شمع چگل! تاتو برفتی ز برم
من کُشتهٔ هجر تو چو شمع سحرم
AttarMukhtar-namehباب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشقشمارهٔ 11
تا کی رانی از در خود دربدرم
تا کی سوزی ز آتش هجران جگرم
AttarMukhtar-namehباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 14
Sources
Persian text source: Ganjoor

