رباعی شمارهٔ 1955
Toggle stanza 1مست است خبر از تو و یا خود خبری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جوانی سلیل نام از سلاله کرام که در قبایل عرب به جمال و ادب مشهور بود و در بیشه شیران و معرکه دلیران از ضعف و سستی دور، در دل از دختر عم هوایی داشت و در سر از وسوسه عشق او سودایی، عمرها رنج طلب برد تا به مطلوب رسید و ضربت عشق خورد تا جمال معشوق بدید.
هنوز در بزم وصال جای گرم نکرده بود و از جام وصال جرعه ای بیش نخورده، عزیمت آنش خواست که از آن منزل در جای دیگر مقام کند و در موطن تازه تر آرام گیرد، آن ماه را در عماری نشاند و عماری را به آن راه که دلش می خواست براند.
JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 6
این شکل مدور که نه پایی نه سری
مانع بود از گزند هر کینه وری
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 27
خوش با دگرانی ای به رخ رشک پری
بر من همه راه ناخوشی می سپری
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 39
هنگام سپیدهدم خروس سحری
دانی که چرا همیکند نوحهگری؟
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)دم را دریابیم [143-108]رباعی 114
* بر کوزهگری پریر کردم گذری
از خاک همینمود هر دَم هنری
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)ذرات گردنده [73-57]رباعی 69
دل سیر نگرددت ز بیدادگری
چشم آب نگرددت، چو در من نگری
RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 36
گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری
باشد که بلای عشق گردد سپری
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 135
هر روز به شیوهای و لطفی دگری
چندانکه نگه میکنمت خوبتری
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 136
فردا که به نامهٔ سیه درنگری
بس دست تحسر که به دندان ببری
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 50
گویند که دوش شحنگان تتری
دزدی بگرفتند به صد حیلهگری
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 51

