Toggle stanza 1
* بر کوزه‌گری پریر کردم گذری
1

* بر کوزه‌گری پریر کردم گذری

از خاک همی‌نمود هر دَم هنری

2

من دیدم اگر ندید هر بی‌بصری

خاک پدرم در کف هر کوزه‌گری!

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

جوانی سلیل نام از سلاله کرام که در قبایل عرب به جمال و ادب مشهور بود و در بیشه شیران و معرکه دلیران از ضعف و سستی دور، در دل از دختر عم هوایی داشت و در سر از وسوسه عشق او سودایی، عمرها رنج طلب برد تا به مطلوب رسید و ضربت عشق خورد تا جمال معشوق بدید.

هنوز در بزم وصال جای گرم نکرده بود و از جام وصال جرعه ای بیش نخورده، عزیمت آنش خواست که از آن منزل در جای دیگر مقام کند و در موطن تازه تر آرام گیرد، آن ماه را در عماری نشاند و عماری را به آن راه که دلش می خواست براند.

JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 6

این شکل مدور که نه پایی نه سری

مانع بود از گزند هر کینه وری

JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 27

خوش با دگرانی ای به رخ رشک پری

بر من همه راه ناخوشی می سپری

JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 39

دل سیر نگرددت ز بیدادگری

چشم آب نگرددت، چو در من نگری

RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 36

ای در دل من نشسته بگشاده دری

جز تو دگری نجویم و کو دگری

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1724

بالا شجری لب شکر و دل حجری

زنجیر سری، سیم‌بری رشک پری

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1785

با من ترش است روی یار قدری

شیرین‌تر از این ترش ندیدم شکری

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1793

با یار به گلزار شدم رهگذری

بر گل نظری فکندم از بی‌خبری

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1795

بر کار گذشته بین که حسرت نخوری

صوفی باشی و نام ماضی نبری

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1800

بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری

گر سر کشی از صفات با دردسری

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1805

Sources

Persian text source: Ganjoor