رباعی 114
Poet: Khayyam
Toggle stanza 1هنگام سپیدهدم خروس سحری
هنگام سپیدهدم خروس سحری
دانی که چرا همیکند نوحهگری؟
یعنی که نمودند در آیینهٔ صبح
کز عمر، شبی گذشت و تو بیخبری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جوانی سلیل نام از سلاله کرام که در قبایل عرب به جمال و ادب مشهور بود و در بیشه شیران و معرکه دلیران از ضعف و سستی دور، در دل از دختر عم هوایی داشت و در سر از وسوسه عشق او سودایی، عمرها رنج طلب برد تا به مطلوب رسید و ضربت عشق خورد تا جمال معشوق بدید.
هنوز در بزم وصال جای گرم نکرده بود و از جام وصال جرعه ای بیش نخورده، عزیمت آنش خواست که از آن منزل در جای دیگر مقام کند و در موطن تازه تر آرام گیرد، آن ماه را در عماری نشاند و عماری را به آن راه که دلش می خواست براند.
JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 6
این شکل مدور که نه پایی نه سری
مانع بود از گزند هر کینه وری
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 27
خوش با دگرانی ای به رخ رشک پری
بر من همه راه ناخوشی می سپری
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 39
دل سیر نگرددت ز بیدادگری
چشم آب نگرددت، چو در من نگری
RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 36
ای در دل من نشسته بگشاده دری
جز تو دگری نجویم و کو دگری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1724
بالا شجری لب شکر و دل حجری
زنجیر سری، سیمبری رشک پری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1785
با من ترش است روی یار قدری
شیرینتر از این ترش ندیدم شکری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1793
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1795
بر کار گذشته بین که حسرت نخوری
صوفی باشی و نام ماضی نبری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1800
بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری
گر سر کشی از صفات با دردسری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1805
Sources
Persian text source: Ganjoor

