رباعی شمارهٔ 50
Toggle stanza 1فردا که به نامهٔ سیه درنگری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جوانی سلیل نام از سلاله کرام که در قبایل عرب به جمال و ادب مشهور بود و در بیشه شیران و معرکه دلیران از ضعف و سستی دور، در دل از دختر عم هوایی داشت و در سر از وسوسه عشق او سودایی، عمرها رنج طلب برد تا به مطلوب رسید و ضربت عشق خورد تا جمال معشوق بدید.
هنوز در بزم وصال جای گرم نکرده بود و از جام وصال جرعه ای بیش نخورده، عزیمت آنش خواست که از آن منزل در جای دیگر مقام کند و در موطن تازه تر آرام گیرد، آن ماه را در عماری نشاند و عماری را به آن راه که دلش می خواست براند.
JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 6
این شکل مدور که نه پایی نه سری
مانع بود از گزند هر کینه وری
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 27
خوش با دگرانی ای به رخ رشک پری
بر من همه راه ناخوشی می سپری
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 39
هنگام سپیدهدم خروس سحری
دانی که چرا همیکند نوحهگری؟
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)دم را دریابیم [143-108]رباعی 114
* بر کوزهگری پریر کردم گذری
از خاک همینمود هر دَم هنری
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)ذرات گردنده [73-57]رباعی 69
دل سیر نگرددت ز بیدادگری
چشم آب نگرددت، چو در من نگری
RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 36
ای در دل من نشسته بگشاده دری
جز تو دگری نجویم و کو دگری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1724
بالا شجری لب شکر و دل حجری
زنجیر سری، سیمبری رشک پری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1785
با من ترش است روی یار قدری
شیرینتر از این ترش ندیدم شکری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1793
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1795

