Life
بخش 32 - زندگی
Poet: Allama Iqbal
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Toggle stanza 1پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است
I asked a lofty sage what Life might be. ‘The wine whose bitterest cup is best’, said he.
گفتم که کرمک است و ز کل سر برون زند
گفتا که شعله زاد مثال سمندر است
Said I, ‘A vile worm rearing head from mire.’ Said he, ‘A salamander born of fire.’
گفتم که شر بفطرت خامش نهاده اند
گفتا که خیر او نشناسی همین شر است
‘Its nature steeped in evil’, I pursued. Said he, ’Tis just this evil makes it good.’
گفتم که شوق سیر نبردش بمنزلی
گفتا که منزلش بهمین شوق مضمر است
‘It winds not to the goal, though it aspire.’ ‘The goal’, said he, ‘lies hid in that desire.’
گفتم که خاکی است و بخاکش همی دهند
گفتا چو دانه خاک شکافد گل تر است
Said I, ‘Of earth it comes, to earth it goes.’ Said he, ‘The seed bursts earth, and is the rose.’
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
منشور دولتی که ز عشقم میسر است
طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 127
امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است
همچون ردیف قافیه پیشم مکرر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 36
آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است
بر آفتاب سنبل او سایه گستر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 37
تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است
زان عنبرین شمامه مشامم معطر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 38
باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 39
از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر است
پیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 63
آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم
کش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است
UrfiQitʿatشمارهٔ 4 - سخن در وصف خویشتن
Sources
Persian text source: Ganjoor

