غزل شمارهٔ 127
Toggle stanza 1منشور دولتی که ز عشقم میسر است
منشور دولتی که ز عشقم میسر است
طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است
با من ز سعد و نحس مزن دم که خط جام
حرز امانم از خطر چرخ و اختر است
بودم به خواب خوش که رسید از حریم دیر
پیری که رشحه قدحش رشک کوثر است
گفت ای پسر دریغ بود نقد زندگی
در دست آن حریف که مرگش برادر است
برخیز و باده خور که تو را خوابگاه عیش
بیرون ز مهد نه پدر و چار مادر است
ساقی بیا که عشوه گیتی ز ره نبرد
آن را که نشئه می لعل تو در سر است
درده زلال خضر که رفت آنکه گفتمی
زهد مرا اساس چو سد سکندر است
جامی مشو فریفته کین چرخ کوژپشت
چون حلقه از نشیمن اقبال بر در است
در ظل او گریز که عنقای همتش
بر باز زر جناح فلک سایه گستر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 39
از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر است
پیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 63
آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم
کش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است
UrfiQitʿatشمارهٔ 4 - سخن در وصف خویشتن
پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 32 - زندگی
امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است
همچون ردیف قافیه پیشم مکرر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 36
آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است
بر آفتاب سنبل او سایه گستر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 37
تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است
زان عنبرین شمامه مشامم معطر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 38
Sources
Persian text source: Ganjoor

