غزل شمارهٔ 37

Toggle stanza 1
آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است
1

آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است

بر آفتاب سنبل او سایه گستر است

2

گوی معنبر است زنخدان او ز خط

کز وی حریم بزم حریفان معطر است

3

هرکس که دید شکل خوش دلرباش گفت

از کارخانه قدر این نقش دیگر است

4

سر باختن به خاک رهش دولتی قویست

خوش مقبلی که دولت آتش میسر است

5

بی عشق چون زیم که سرای وجود را

دیوار و در به صورت خوبان مصور است

6

ما را مبین حقیر که درویش کوی عشق

مفلس به کیسه لیک به همت توانگر است

7

جامی مکن عزیمت شیراز و طوف آن

کان پیش ناقدان هری بس محقر است

8

الله اکبرش که چو چرخ است سربلند

از پشته های دشت خیابان فروتر است

9

آدینه گر به گشت خیابان قدم نهی

بینی به هر طرف که دو صد ماه پیکر است

10

وز جلوه بتان و شگفت نظارگی

از چرخ برگذشته صد الله اکبر است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor