غزل شمارهٔ 37
Toggle stanza 1آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است
آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است
بر آفتاب سنبل او سایه گستر است
گوی معنبر است زنخدان او ز خط
کز وی حریم بزم حریفان معطر است
هرکس که دید شکل خوش دلرباش گفت
از کارخانه قدر این نقش دیگر است
سر باختن به خاک رهش دولتی قویست
خوش مقبلی که دولت آتش میسر است
بی عشق چون زیم که سرای وجود را
دیوار و در به صورت خوبان مصور است
ما را مبین حقیر که درویش کوی عشق
مفلس به کیسه لیک به همت توانگر است
جامی مکن عزیمت شیراز و طوف آن
کان پیش ناقدان هری بس محقر است
الله اکبرش که چو چرخ است سربلند
از پشته های دشت خیابان فروتر است
آدینه گر به گشت خیابان قدم نهی
بینی به هر طرف که دو صد ماه پیکر است
وز جلوه بتان و شگفت نظارگی
از چرخ برگذشته صد الله اکبر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 39
از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر است
پیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 63
آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم
کش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است
UrfiQitʿatشمارهٔ 4 - سخن در وصف خویشتن
پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 32 - زندگی
منشور دولتی که ز عشقم میسر است
طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 127
امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است
همچون ردیف قافیه پیشم مکرر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 36
تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است
زان عنبرین شمامه مشامم معطر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 38
Sources
Persian text source: Ganjoor

