غزل شمارهٔ 36
Toggle stanza 1امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است
امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است
همچون ردیف قافیه پیشم مکرر است
ز آثار کلک بیهده گوی سیه زبان
روی دلم سیاهتر از پشت دفتر است
ساقی بیا و رغم سفیهان شهر را
می ده که می جلای ضمیر سخنور است
آن می که چون نوازش خوبان طرب فزاست
آن می که چون وصال بتان روح پرور است
نی نی میی بده که بشوید ز لوح دل
نقشی که طبع صافی ما زان مکدر است
آن نقش چیست صورت هر آز و آرزو
کز وایه های طبع به دل سایه گستر است
جامی بنوش جرعه این جام و نیست شو
کین نیستی به هستی جاوید رهبر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 39
از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر است
پیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 63
آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم
کش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است
UrfiQitʿatشمارهٔ 4 - سخن در وصف خویشتن
پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 32 - زندگی
منشور دولتی که ز عشقم میسر است
طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 127
آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است
بر آفتاب سنبل او سایه گستر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 37
تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است
زان عنبرین شمامه مشامم معطر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 38
Sources
Persian text source: Ganjoor

