Toggle stanza 1
روی خوش تو مطلع صبح صباحت است
1

روی خوش تو مطلع صبح صباحت است

خط لب تو سبزی خوان ملاحت است

2

هر گوهر سخن که گذشته ست بر لبت

دری به لب فتاده ز بحر فصاحت است

3

دل شد جراحت از تو و این اشک سرخ هست

خونابه ای که گشته روان زان جراحت است

4

راحت کف است پیش عرب چون کفم به کف

مالی، کنم خروش که وه این چه راحت است

5

جنبیدن از در تو نیارد به هیچ باب

صوفی که عمر برده به سر در سیاحت است

6

افتاده زخم خورده تیغت ز خود خلاص

چون منعمی که خفته پی استراحت است

7

چون ساحت در تو ندیده ست هیچ جای

جامی که کرده روی زمین را مساحت است

Sources

Persian text source: Ganjoor