آڈیوز

صداکار فاطمه زندی کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس

یہ صفحہ صرف صداکار فاطمه زندی کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔

633نظمیں633آڈیوز

نظمیں

رباعی شمارهٔ 676در گریهٔ خون مرا شکر خند تو کرد

آڈیو

رباعی شمارهٔ 677در کوی خرابات تکبر نخرند

آڈیو

رباعی شمارهٔ 678در لشکر عشق چونکه خونریز کنند

آڈیو

رباعی شمارهٔ 679در مدرسهٔ عشق اگر قال بود

آڈیو

رباعی شمارهٔ 680در می‌طلبی ز چشمه در بر ناید

آڈیو

غزل شمارهٔ 683ز خاک من اگر گندم برآید

آڈیو

غزل شمارهٔ 696بیچاره کسی که زر ندارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 699بیچاره کسی که می ندارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 700آن خواجه خوش لقا چه دارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 701آن خواجه خوش لقا چه دارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 702پرکندگی از نفاق خیزد

آڈیو

غزل شمارهٔ 703آن کس که ز جان خود نترسد

آڈیو

غزل شمارهٔ 709جان از سفر دراز آمد

آڈیو

غزل شمارهٔ 711امروز نگار ما نیامد

آڈیو

غزل شمارهٔ 712خوش باش که هر که راز داند

آڈیو

رباعی شمارهٔ 719روزیکه مرا عشق تو دیوانه کند

آڈیو

رباعی شمارهٔ 720روزیکه وجودها تولد گیرد

آڈیو

غزل شمارهٔ 758دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 759دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 760خنک آن کس که چو ما شد‌، همه تسلیم و رضا شد

آڈیو

غزل شمارهٔ 761چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد

آڈیو

غزل شمارهٔ 765هله نومید نباشی که تو را یار براند

Say, do not despair because the Beloved drives you away; if He drives you away today, will He not call you back tomorrow?

Enآڈیو

غزل شمارهٔ 766خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد

آڈیو

غزل شمارهٔ 767صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 770همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد

آڈیو

غزل شمارهٔ 771هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماند

Ho, lovers, labour so that, when body and soul remain no more, your hearts may fly to heaven, not remain heavy like the body.

Enآڈیو

غزل شمارهٔ 774به میان دل خیال مه دلگشا درآمد

آڈیو

غزل شمارهٔ 775هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند

آڈیو

غزل شمارهٔ 777ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند

آڈیو

غزل شمارهٔ 779همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

All slept, and yet sleep did not transport me, heart-forlorn as I am; all night my eyes counted the stars in the sky.

Enآڈیو

غزل شمارهٔ 785ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند

آڈیو

غزل شمارهٔ 806یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید

Lord, is this sweet scent coming from the meadow of the soul, or is it a breeze wafting from beyond the world?

Enآڈیو

غزل شمارهٔ 816خلق می‌جنبند مانا روز شد

آڈیو

غزل شمارهٔ 817چون مرا جمعی خریدار آمدند

آڈیو

غزل شمارهٔ 833مرگ ما هست عروسی ابد

Our death is an eternal wedding-feast; what is the secret of this? He is God, One.

Enآڈیو

غزل شمارهٔ 843در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید

آڈیو

غزل شمارهٔ 844گر ساعتی ببری ز اندیشه‌ها چه باشد

آڈیو

غزل شمارهٔ 883جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد

آڈیو

غزل شمارهٔ 907مده به دست فراقت دل مرا که نشاید

آڈیو

غزل شمارهٔ 910بر آستانه اسرار آسمان نرسد

آڈیو

غزل شمارهٔ 911به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

On the day of death, when my bier is on the move, do not suppose that I have any pain at leaving this world.

Enآڈیو

غزل شمارهٔ 924به روح‌های مقدس ز من سلام برید

آڈیو

غزل شمارهٔ 935مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد

آڈیو

غزل شمارهٔ 936مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند

آڈیو

غزل شمارهٔ 946میان باغ، گل سرخ‌، های و هو دارد

آڈیو

غزل شمارهٔ 950سپاس آن عدمی را که هستِ ما بربود

آڈیو

غزل شمارهٔ 951هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود

آڈیو

غزل شمارهٔ 955سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید

آڈیو

رباعی شمارهٔ 976از حادثهٔ جهان زاینده مترس

آڈیو

غزل شمارهٔ 996گفت کسی خواجه سنایی بمرد

Someone said, “Master San¯a’¯ı is dead.” The death of such a master is no small thing.

Enآڈیو