غزل شمارهٔ 701

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اچهدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
آن خواجه خوش لقا چه دارد
1
آن خواجه خوش لقا چه دارد
بازار مرا بها چه دارد
2
او عشوه دهد از او تو مشنو
رختش بطلب که تا چه دارد
3
نقدش برکش ببین که چندست
در نقد دگر دغا چه دارد
4
گر دست و ترازوی نداری
تا برکشی کز صفا چه دارد
5
اندر سخنش کشان و بو گیر
کز بوی می بقا چه دارد
6
شاد آن که بجست جان خود را
کز حالت مرتضا چه دارد
7
در خویش ز اولیا چه بیند
وز لذت انبیا چه دارد
8
گفتم به قلندری که بنگر
کان چرخ که شد دوتا چه دارد
9
گفتا که فراغتیست ما را
کو خود چه کس است یا چه دارد
10
مستم ز خدا و سخت مستم
سبحان الله خدا چه دارد
11
از رحمت شمس دین تبریز
هر سینه جدا جدا چه دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور