غزل شمارهٔ 883

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
1
جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
2
فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد
ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد
3
گشت جدا موج‌ها گرچه بد اول یکی
از سبب باد بود آنک جدایی بزاد
4
جام دوی درشکن باده مده باد را
چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد
5
روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت
هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی نهاد
6
گرچه ز رب العباد هر نفسی رحمتست
کی بود آن دم که رب ماند و فانی عباد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور