غزل شمارهٔ 506

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی
1
دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی
که بامداد پگاهش، تو روی بنمایی
2
جهان شب است و تو خورشیدِ عالم‌آرایی
صباح مقبل آن کز درش تو بازآیی
3
به از تو مادر گیتی به عمر خود فرزند
نیاورد که همین بود حد زیبایی
4
هر آن که با تو وصالش دمی میسر شد
میسرش نشود بعد از آن شکیبایی
5
درون پیرهن از غایتِ لطافتِ جسم
چو آب صافی در آبگینه پیدایی
6
مرا مجال سخن بیش در بیان تو نیست
کمال حسن ببندد زبانِ گویایی
7
ز گفت و گوی عوام احتراز می‌کردم
کزین سپس بنشینم به کنج تنهایی
8
وفای صحبت جانان به گوش جانم گفت
«نه عاشقی، که حذر می‌کنی ز رسوایی»
9
گذشت بر من از آسیبِ عشقت آن چه گذشت
هنوز منتظرم تا چه حکم فرمایی
10
دو روزه باقیِ عمرم فدای جان تو باد
اگر بکاهی و در عمر خود بیفزایی
11
گر او نظر نکند سعدیا به چشم نواخت
به دست سعی تو باد است تا نپیمایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم که لاف زدی از کمال دانایی

نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1897

ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی

غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2808

گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی

که زود می روی ای جان و دیر می آیی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 462

شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی

نداشتم من بیدل جز این تمنایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 978

به چَشْم کَرْدِه‌ام اَبْرویِ ماه‌سیمایی

خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِه‌اَم جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 491

به من سلام فرستاد دوستی امروز

که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 29

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3064

شدم به سوی چه آب همچو سقایی

برآمد از تک چه یوسفی معلایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3065

بیامدیم دگربار سوی مولایی

که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3079

تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

که شعله شعله به نور بصر درافزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3080

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور