غزل شمارهٔ 263

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: سی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی
1

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی

2

روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم

چه زیان دارد اگر سود کند از تو کسی؟

3

در سرم نیست به جز دیدن تو سودایی

در دلم نیست، به جز پیش تو مردن هوسی

4

پیش از آن کز تو مرا جان به لب آید ناگاه

نظری کن تو، مرا عمر نمانده است بسی

5

تو خود انصاف بده، بلبل جان مشتاق

بی‌گلستان رخت چند تپد در قفسی؟

6

آتش هجر تو پنهان جگرم می‌سوزد

لیکن از بیم نیارم که برآرم نفسی

7

مکن از خاک سر کوی عراقی را دور

باش، گو: کم نشود قیمت گوهر ز خسی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی

در جهانم نبود غیر تو فریاد رسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1943

در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی

با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1944

خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی

تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 455

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام مِی‌ام ده که به پیری برسی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 455

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2864

به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2888

گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی

چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 580

نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی

که برآرم به فراغت ز ته دل نفسی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6817

خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 547

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور