غزل شمارهٔ 455

شاعر: حافظ

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: سی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی
1
عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام مِی‌ام ده که به پیری برسی

In fruitlessness and lustfulness, passed my life : O son ! me, the cup of wine, give, so that to old age thou mayst reach.

2
چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند
شاه‌بازانِ طریقت به مقامِ مگسی

In this city, what sugars that became contented, The (mighty) falcons of tarikat with the stage of a pitiful fly !

3
دوش در خیل غلامان درش می‌رفتم
گفت: «ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی؟»

Last night, in the crowd of slaves of His door, I went, He spake saying : " O friendless, remediless, one ! the load of what person art thou ?"

4
با دل خون‌شده چون نافه خوشش باید بود
هر که مشهور جهان گشت به مشکین‌نفسی

Despite the heart become blood (in grief), to be like the pleasant (fragrant) musk-pod, is necessary for him, Who became world-renowned for a fragrant breath (of excellence).

5
لمع البرق مِن الطّور و آنَستُ بهِ
فلَعَلّی لک آتٍ بشهابٍ قبسِ

From the direction of Tar, lightning flashed; to it, I inclined (in love) : " Perchance, thee, a brand of bright flame, I may bring."

6
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
وه که بس بی‌خبر از غلغل چندین جرسی

Departed (in death) hath the Karvan (of friends) ; and, in the ambush-place, thou in sleep ! (Arise ; prepare the requisites of the end.) Alas ! of so many crashes of the great bell (of death), wholly void of knowledge, thou art.

7
بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن
حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی

(O bird of my soul !) thy pinion, spread ; and, from the (lofty) Tuba tree, the shout (of praise in recollection of Thy Creator) raise : Woe is it that a (glorious) bird like thee captive of the cage (of worldly delights that befit thee not) thou art !

8
تا چو مجمر نفسی دامن جانان گیرم
جان نهادیم بر آتش ز پی خوش‌نفسی

So that, like the censer, a moment, we may take the skirt of the beloved, We placed our heart on the fire, for the sake of a pleasant breath.

9
چند پوید به هوای تو ز هر سو حافظ
یَسَر الله طریقاً بکَ یا ملتمِسی

In desire of Thee, in every direction, Hafiz runneth how much ! O object of desire ! to thee, easy the path, may God make.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی

در جهانم نبود غیر تو فریاد رسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1943

در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی

با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1944

خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی

تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 455

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2864

به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2888

گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی

چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 580

نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی

که برآرم به فراغت ز ته دل نفسی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6817

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 263

خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 547

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…