غزل شمارهٔ 547

Toggle stanza 1
خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
1

خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی

2

از گلم خار به دل می‌خلد افسوس که نیست

پر و بالی که گریزم به شکاف قفسی

3

شعله از قهر به بال و پر پروانه نکرد

آنچه از لطف کند شهد به بال مگسی

4

غم و اندیشه مرا زود درآورد از پای

پای برجاتر ازین می‌طلبد عشق کسی؟

5

بس تنک حوصله‌ام دست و دلی می‌خواهم

که بگیرم به فغان دامن فریادرسی

6

محملی نگذرد از بادیه ما ورنه

همه در وجد و سماعیم به بانگ جرسی

7

لاف سربازی ما با تو «نظیری» غلط است

چون تو بر چهره نداریم غبار فرسی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی

در جهانم نبود غیر تو فریاد رسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1943

در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی

با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1944

خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی

تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 455

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام مِی‌ام ده که به پیری برسی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 455

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2864

به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2888

گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی

چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 580

نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی

که برآرم به فراغت ز ته دل نفسی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6817

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 263

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور