غزل شمارهٔ 262

شاعر: عراقی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ازی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
1

چو برقع از رخ زیبای خود براندازی

بگو نظارگیان را صلای جانبازی

2

ز روی خوب نقاب آنگهی براندازی

که جان جمله جهان ز انتظار بگدازی

3

نقاب روی تو، جانا، منم که چون گویم:

رخ از نقاب برافگن، مرا براندازی

4

ز رخ نقاب برانداز، گو: بسوز جهان

که شمع روشنی آنگه دهد که بگدازی

5

عجب‌تر آنکه جهان را ز تو برون انداخت

به صد زبان و تو با وی هنوز دمسازی

6

ز نقش روی تو با هیچ کس نشان ندهد

زمان زمان ز رخت نقش دیگری آغاز

7

رخ تو راز همه عالم آشکارا کرد

بلی، عجب نبود ز آفتاب غمازی

8

ز رخ نقاب برانداز و پس تماشا کن

که عاشقان تو چون می‌کنند جانبازی؟

9

به تیر غمزه چرا خسته می‌کنی دل‌ها؟

چو چارهٔ دل بیچارگان نمی‌سازی

10

دلم، که در سر زلف تو شد، طمع دارد

ز پای بوس تو بر گردنان سرافرازی

11

اگر تن است و اگر جان، فدای توست همه

به هیچ وجه مرا نیست با تو انبازی

12

بساز با من مسکین، که ساز بزم توام

ز پرده‌ساز نباشد غریب دمسازی

13

صدای صوت توام، گرچه زار می‌نالم

بدان خوشم که تو با ناله‌ام هم‌آوازی

14

از آن خوش است چو نی ناله‌ام به گوش جهان

که هیچ دم نزنم تا توام به ننوازی

15

بهر چه می‌نگرم چون رخ تو می‌بینم

بگویم: از همه خوبان به حسن ممتازی

16

کمال حسن تو را چون نهایتی نبود

چگونه بر رخ زیبات برقع اندازی؟

17

همای عشق عراقی چو بال باز کند

کسی بدو نرسد از بلند پروازی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی

چه حاجت است که با ما کرشمه ای سازی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1885

عروس حجله طبعم که شاهد سخن است

ز آب و خاک خراسان چو دید ناسازی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 36

اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی

کنند در قدمت عاشقان سراندازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 576

امیدوارم اگر صد رهم بیندازی

که بار دیگرم از روی لطف بنوازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 577

تو خود به صحبت امثال ما نپردازی

نظر به حال پریشان ما نیندازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 578

مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 48

رحم آوردن بر بدان ستم است بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جور است بر درویشان.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 8

مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی

به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6860

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور