Toggle stanza 1
عروس حجله طبعم که شاهد سخن است
1

عروس حجله طبعم که شاهد سخن است

ز آب و خاک خراسان چو دید ناسازی

2

وداع کرد مرا و نهاد روی به روم

به عزم خدمت شاه مجاهد غازی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی

چه حاجت است که با ما کرشمه ای سازی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1885

اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی

کنند در قدمت عاشقان سراندازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 576

امیدوارم اگر صد رهم بیندازی

که بار دیگرم از روی لطف بنوازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 577

تو خود به صحبت امثال ما نپردازی

نظر به حال پریشان ما نیندازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 578

مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 48

رحم آوردن بر بدان ستم است بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جور است بر درویشان.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 8

مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی

به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6860

چو برقع از رخ زیبای خود براندازی

بگو نظارگیان را صلای جانبازی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 262

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور