غزل شمارهٔ 263
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی
از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی
که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی
روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم
چه زیان دارد اگر سود کند از تو کسی؟
در سرم نیست به جز دیدن تو سودایی
در دلم نیست، به جز پیش تو مردن هوسی
پیش از آن کز تو مرا جان به لب آید ناگاه
نظری کن تو، مرا عمر نمانده است بسی
تو خود انصاف بده، بلبل جان مشتاق
بیگلستان رخت چند تپد در قفسی؟
آتش هجر تو پنهان جگرم میسوزد
لیکن از بیم نیارم که برآرم نفسی
مکن از خاک سر کوی عراقی را دور
باش، گو: کم نشود قیمت گوهر ز خسی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی
در جهانم نبود غیر تو فریاد رسی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1943
در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی
با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1944
خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی
تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 455
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام مِیام ده که به پیری برسی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 455
به شکرخنده اگر میببرد دل ز کسی
میدهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2864
به شکرخنده اگر میببرد جان ز کسی
میدهد جان خوشی پرطربی پرهوسی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2888
گر درونسوختهای با تو برآرد نفسی
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 580
نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
که برآرم به فراغت ز ته دل نفسی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6817
خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 547
Sources
Persian text source: Ganjoor

