غزل شمارهٔ 812

شاعر: عطار

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
1

بس نادره جهانی ای جان و زندگانی

جان و دلم نماند گر تو چنین بمانی

2

شاهی خوب رویان ختم است بر تو اکنون

بستان خراج خوبی در ملک کامرانی

3

از چشم نیم مستت پر فتنه شد جهانی

آخر بدین شگرفی چه فتنهٔ جهانی

4

نه گفته‌ای کزین پس فتنه نخواهم انگیخت

پس طره نیز مفشان گر فتنه می‌نشانی

5

تا دید آب حیوان لعل چو آتش تو

شد از جهان به یکسو از شرم در نهانی

6

چون هر نفس لب تو جانی دگر ببخشد

کس ننگرد به عمری در آب زندگانی

7

هرچند جان شیرین بردی به تلخی از من

تلخیم کرد لیکن شیرین ترم ز جانی

8

چون جان شوربختم شیرینی از تو دارد

شاید اگر به تلخی جانم به لب رسانی

9

عطار از غم تو زحمت کشید عمری

گر بر من ستمکش رحمت کنی توانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی

یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1869

ما را در آرزویت بگذشت زندگانی

باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1900

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی

مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2760

عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی

دامن فشاندن من دارد جگر فشانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2773

بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی

باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 464

خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی

روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 963

ای گوهر خدایی آیینه معانی

هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2941

اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2957

ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2959

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

جویای هر چه هستی می‌دانک عین آنی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2960

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور