گفتی که کیت بینم ای در خوشاب
دریاب مرا و خویشتن را دریاب
کایام چنان بود که شبها گذرد
کز دور خیال هم نبینیم به خواب
زمین
درج دهنت که هست تنگ و نایاب
در وی درج است سی و دو در خوشاب
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 6
ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خراب
جان و دل و جام و جامه پُر دُردِ شراب
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 6
دل در هوس تو چون ربابست رباب
هر پاره ز سوز تو کبابست کباب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 100
ساقی در ده برای دیدار صواب
زان باده که او نه خاک دیده است و نه آب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 101
سبحانالله من و تو ای در خوشاب
پیوسته مخالفیم اندر همه باب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 102
شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب
از گشتن گرد شهر کس ناید خواب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 103
گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
برتافته روح او ز گلزار صواب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 107
یارب یارب به حق تسبیح رباب
کش در تسبیحِ صد سوالست و جواب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 111
از بانگ سرافیل دمیده است رباب
تا زنده و تازه کرده دلهای کباب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 80
امروز چو هر روز خرابیم خراب
مگشا در اندیشه و برگیر رباب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 81
فارسی متن کا ماخذ: گنجور