با دل گفتم: چگونهای، داد جواب
من بر سر آتش و تو سر بر سر آب
ناخورده ز وصل دوست یک جام شراب
افتاده چنین که بینیم مست و خراب
زمین
* چندان بخورم شراب، کاین بوی شراب
آید ز تُراب، چون روم زیرِ تُراب
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 80
ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب!
صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 3
زان سوزد چشم تو زان ریزد آب
کاندر ابروت خفته بد مست و خراب
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 14
فارسی متن کا ماخذ: گنجور