زمین
درج دهنت که هست تنگ و نایاب
در وی درج است سی و دو در خوشاب
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 6
ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خراب
جان و دل و جام و جامه پُر دُردِ شراب
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 6
تا در چشمم نشسته بودی در تاب
پیوسته همی بریختی در خوشاب
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 15
گفتی که کیت بینم ای در خوشاب
دریاب مرا و خویشتن را دریاب
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 17
این ناله که در آتش خویش است کباب
این گریه که در شیشهٔ خم کرده شراب
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 7
دل را که شد از یک نظر دیده خراب
بنگر که چگونه باز شد رشته ز تاب
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 41
دل در هوس تو چون ربابست رباب
هر پاره ز سوز تو کبابست کباب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 100
ساقی در ده برای دیدار صواب
زان باده که او نه خاک دیده است و نه آب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 101
سبحانالله من و تو ای در خوشاب
پیوسته مخالفیم اندر همه باب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 102
گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
برتافته روح او ز گلزار صواب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 107