صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »رباعیات
  4. »رباعی شمارهٔ 136

رباعی شمارهٔ 136

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: رد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 31

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد

شوخی چکنی که نیستی مرد نبرد

2

مردی باید زهر دو عالم شده فرد

کو درد به جای آب و نان داند خورد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد

در عهد وفا نگر که چون آید مرد

سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 135

اگلی نظم

آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد

شد مست و سوی رفتن آهنگ آورد

سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 137

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گاوی بر گله خود سالار بود و در میانه گاوان به قوت سرو نامدار. چون گرگ بر ایشان زور آوردی آفت وی را به زخم سرو از ایشان دور کردی، نگاه دست حادثه بر وی شکست آورد سروی وی را آفتی رسید. بعد از آن چون گرگ را بدیدی در پناه گاوان دیگر خزیدی. سبب آن را از او سؤال کردند در جواب گفت:

زآن روز که از سروی خود ماندم فرد

جامی»بهارستان»روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)»بخش 18

زآن بادهٔ دیرینهٔ دهقان پرورد

در ده که تراز عمر نو خواهم کرد

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 51 - رباعی

روزی‌ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد

ابر از رُخِ گلزار همی‌شوید گَرْد

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»دم را دریابیم [143-108]»رباعی 118

دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد

کاو گِل به لگد می‌زد و خوارش می‌کرد

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»ذرات گردنده [73-57]»رباعی 65

روزی‌ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد

ابر از رخ گلزار همی‌شوید گرد

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 79

یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد

از کوزه شکسته‌ای دمی آبی سرد

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 98

از گردش تو ای فلکِ گَردا گَرد

آن کیست که نیست در جهان بی غم و درد

خیام»رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی»رباعیات محتمل»شمارهٔ 16

آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد

من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 498

آن وسوسه‌ای که شرمها را ببرد

آن داهیه‌ای که بندها را بدرد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 500

امشب چه لطیف و با نوا می‌گردد

لطفی دارد که کس بدان پی نبرد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 533

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور