ای سنایی به گرد حران گرد
تا بیابی ز جود ایشان چیز
نزد نادیدگان و نااهلان
کی بود بذل و همت و تمییز
کودک خرد بیخرد بدهد
زر سی دانه را به نیم مویز
بینوا سوی بیسخا نشوی
غر نگردد به گرد آلت حیز
زمین
ساقی سیمتن چه خسبی خیز
آب شادی بر آتش غم ریز
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 316
طاقت عفو در تو نیست اگر
خیز و با دشمنان در آ به ستیز
علامہ اقبالپیام مشرقخردهبخش 8 - طاقت عفو در تو نیست اگر
چرخ پرویز نیست آتش بیز
نه ممری درو نه جای گریز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290
هر که زین پیش بود امیر سخن
از امیر سخا شدند عزیز
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 107
فارسی متن کا ماخذ: گنجور