هر که زین پیش بود امیر سخن
از امیر سخا شدند عزیز
تو همه روز گرد آن گردی
که به نزدیکشان زرست و پشیز
دستهٔ گل بر کسی چه بری
که فروشد به کویها گشنیز
پیرهن زان طمع مکن که ز حرص
دزدد از جامهٔ پدر تیریز
بهر دهلیزبان چگویی شعر
که بمانی چو کفش در دهلیز
بوسه بر لب دهی شکر یابی
بوسه بر کون دهی چه یابی تیز
زمین
ساقی سیمتن چه خسبی خیز
آب شادی بر آتش غم ریز
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 316
طاقت عفو در تو نیست اگر
خیز و با دشمنان در آ به ستیز
علامہ اقبالپیام مشرقخردهبخش 8 - طاقت عفو در تو نیست اگر
چرخ پرویز نیست آتش بیز
نه ممری درو نه جای گریز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290
ای سنایی به گرد حران گرد
تا بیابی ز جود ایشان چیز
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 106
فارسی متن کا ماخذ: گنجور