صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 11

قصیدهٔ شمارهٔ 11

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ریرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

ای خواجه چه تفضیل بود جانوری را

کو هیچ به از خود نشناسد دگری را

2

گر به ز خودت هیچ بهی را تو نبینی

پس چون که ندانی بتر از خود بتری را

3

پس غافلی از مذهب رندان خرابات

این عیب تمامست چو تو خیره سری را

4

هر گه که مرا گویی کندر همه آفاق

محروم‌تر از تو نشناسم بشری را

5

مرحوم‌ترم از تو و این شیوه ندانی

زین بیش بصیرت نبود بی‌بصری را

6

من سغبهٔ تسبیح و نماز تو نیم هیچ

این فضل همی گویی ای خواجه دری را

7

انکار و قبول تو مرا هر دو یکی شد

بیهوده همی گویی زین صعب‌تری را

8

فرمان تو بردن نه فریضه‌ست پس آخر

منقاد ز بهر چه شوم چون تو خری را

9

چون طلعت خورشید عیان گشت به صحرا

آنجا چه بقا ماند نور قمری را

10

آیام فراخیست ز الفاظ سنایی

دانی خطری نیست کنون محتکری را

11

چون دختر دوشیزه نیاید به جهان در

کم گیر ز ذریت آدم پسری را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شاه را خواهی که بینی، خاک شو درگاه را

ز آبرو آبی بزن درگاه شاهنشاه را

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 10 - در تواضع اهل حق

اگلی نظم

دیده نبیند همی، نقش نهان ترا

بوسه نیابد همی، شکل دهان ترا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 12 - در مدح بهرامشاه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای کرده نهان شرم جمال تو پری را

روی تو خجل ساخته گلبرگ طری را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21

فانوس حجاب است چراغ سحری را

دامن به میان بر زده باید سفری را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 816

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور