صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 135 - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند

شمارهٔ 135 - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یدیم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم

صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم

2

آن جای که ابرار نشستند نشستیم

وان راه که احرار گزیدند گزیدیم

3

گوش خود و گوش همه آراسته کردیم

از بس سخن خوب که گفتیم و شنیدیم

4

از روی سخا حاصل ده ملک بدادیم

با اسب شرف منزل نه چرخ بریدیم

5

ناگاه بزد مقرعهٔ مرگ زمانه

ما نای روان رو سوی عقبی بدمیدیم

6

دیدیم که در عهدهٔ صد گونه وبالیم

خود را به یکی جان ز همه باز خریدیم

7

پس جمله بدانید که در عالم پاداش

آنها که درین راه بدادیم بدیدیم

8

دادند مجازات به بندی که گشادیم

کردند مکافات به رنجی که کشیدیم

9

ما را همه مقصود به بخشایش حق بود

المنةلله که به مقصود رسیدیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم

محمدت را همچنان چون ملک را تیغ و قلم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 134 - در مدح عمادالدین محمدبن منصور

اگلی نظم

گر تو به دو گانه‌ای ز ما پیشی

ما از تو به فضل و مردمی پیشیم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 136

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم

آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1480

از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم

از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1490

خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم

که از سفهش بس سر انگشت گزیدیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1491

المنةلله که نمردیم و بدیدیم

دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 39 - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق

از ناله نی راز دل عشق شنیدیم

زین کوچه به سر منزل مقصود رسیدیم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5927

چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم

ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5928

دردا که درین بادیه بسیار دویدیم

در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور