شاعر: صائب
چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم
ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم
یک بار نجست از دل ما ناوک آهی
از بار گنه همچو کمان گرچه خمیدیم
چون شمع درین انجمن از راستی خویش
غیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم
افسوس که با دیده بیدار چو سوزن
خار از قدم آبله پایی نکشیدیم
چون لاله دلسوخته در گلشن ایجاد
بی خون جگر قطره آبی نچشیدیم
هر چند چو گل گوش فکندیم درین باغ
حرفی که برد راه به جایی نشنیدیم
از آب روان ماند بجا سبزه و گلها
ما حاصل ازین عمر سبکسیر ندیدیم
شد ناوک ما گر زدل سنگ ترازو
بر دوش کمان دست نوازش نکشیدیم
شد کوزه نرگس سر بی مغز حریفان
ما یک گل ازان گوشه دستار نچیدیم
اول ثمر پیشرسش قرب خدا بود
پیوند خود از هر چه درین باغ بریدیم
بیرون ننهادیم ز سر منزل خود پای
چندان که درین دایره چون چشم پریدیم
کردیم تلف عمر به غواصی این بحر
در هیچ صدف گوهر انصاف ندیدیم
صائب به مقامی نرسیدیم ز سستی
از خاک چو نی گرچه کمر بسته دمیدیم
زمین
خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1480
از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1490
خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم
که از سفهش بس سر انگشت گزیدیم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1491
المنةلله که نمردیم و بدیدیم
دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 39 - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 135 - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 607
از ناله نی راز دل عشق شنیدیم
زین کوچه به سر منزل مقصود رسیدیم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5927
فارسی متن کا ماخذ: گنجور