صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 45

شمارهٔ 45

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

گرچه شمشیر حیدر کرار

کافران کشت و قلعه‌ها بگشاد

2

تا سه تا نان نداد در حق او

هفده آیت خدای نفرستاد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یک نیمه عمر خویش به بیهودگی به باد

دادیم و هیچ گه نشدیم از زمانه شاد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 44

اگلی نظم

من نگویم که قاسم‌الارزاق

نعمت داده از تو بستاناد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 46

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تنگی آورده خانهٔ صیاد

یک دو چاک قفس‌کنید زیاد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 910

جامی آمد درین سرای نبرد

دولت مرد عقل مادرزاد

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 3

شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد

که جهان نیست جز فسانه و باد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 26

شاهدی بین که در زمانه بزاد

بت و بتخانه را به باد بداد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 979

جان من! جان من فدای تو باد

هیچت از دوستان نیاید یاد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 154

هر که دندان به خویشتن بنهاد

خیر دیگر به کس نخواهد داد

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 35

خرقه‌پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مر او را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردن گرفتند و فریاد بی‌فایده خواندن.

گر تضرع کنی و گر فریاد

سعدی»گلستان»باب پنجم در عشق و جوانی»حکایت شمارهٔ 18

بی‌طمع باش اگر همی خواهی

تا نیفتی ز پایهٔ امجاد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 43

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور