صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »قطعات
  5. »شمارهٔ 3

شمارهٔ 3

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
1

جامی آمد درین سرای نبرد

دولت مرد عقل مادرزاد

2

وگر آن نیز نیست شیوه ادبی

کرده حاصل ز خدمت استاد

3

وگر آن نیز نیست سیم و زری

که شود پرده پوش شر و فساد

4

وگر آن نیز نیست حادثه ای

که کند نخل عمرش از بنیاد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هیچ کس را نشود دنیی و دین جمع به هم

وای آن کس که به دنییست گرفتار شده

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 2

اگلی نظم

آن شنیدستی که کناسی ز سرگین زیر بار

گفت شکر آن را که از عزت مرا سر برافراخت

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 4

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تنگی آورده خانهٔ صیاد

یک دو چاک قفس‌کنید زیاد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 910

شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد

که جهان نیست جز فسانه و باد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 26

شاهدی بین که در زمانه بزاد

بت و بتخانه را به باد بداد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 979

جان من! جان من فدای تو باد

هیچت از دوستان نیاید یاد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 154

هر که دندان به خویشتن بنهاد

خیر دیگر به کس نخواهد داد

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 35

خرقه‌پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مر او را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردن گرفتند و فریاد بی‌فایده خواندن.

گر تضرع کنی و گر فریاد

سعدی»گلستان»باب پنجم در عشق و جوانی»حکایت شمارهٔ 18

بی‌طمع باش اگر همی خواهی

تا نیفتی ز پایهٔ امجاد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 43

گرچه شمشیر حیدر کرار

کافران کشت و قلعه‌ها بگشاد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 45

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور