یک نیمه عمر خویش به بیهودگی به باد
دادیم و هیچ گه نشدیم از زمانه شاد
از گشت آسمان و ز تقدیر ایزدی
بر کس چنین نباشد و بر کس چنین مباد
یا روزگار کینه کش از مرد دانشست
یا قسم من ز دانش من کمتر اوفتاد
زمین
شب ماه عید را ز شفق چرخ جلوه داد
بر کف حریف لعل قبا جام زر نهاد
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 267
دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غمِ دل بِبَر ز یاد
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 100
چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 866
چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 867
فارسی متن کا ماخذ: گنجور