صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 199 - در جواب شعر فضل بن یحیی و عذرخواهی از رفتن و منع صاعد از آمدن

قصیدهٔ شمارهٔ 199 - در جواب شعر فضل بن یحیی و عذرخواهی از رفتن و منع صاعد از آمدن

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: وی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

فضل یحیاست بر ضعیف و قوی

فضل یحیای صاعد هروی

22

پادشاه قضات و خواجهٔ شرع

که چو صدرست و دیگران چو روی

33

از صعود حیات و فضل دلش

نیست جز صورت صراط سوی

44

پیش ادراک خاطر علویش

محو شد نحو بوعلی نسوی

55

شعر و خطش ز نور و از ظلمت

قلب شیعی و قالب اموی

66

شعر و خطش بدیدم و گفتم

تن یزیدی چراست جان علوی

77

گر نبودی بیان او که شدست

فلک و کوکب و رشید غوی

88

ورنه از رنگ خط و معنی شعر

شدمی هم در آن زمان ثنوی

99

یکی او ببرد ازین خادم

پنجی و چاری و سه‌ای و دوی

1010

ای که سنگ هنگ نیست ترا

چون خس از باد خوی یافه دوی

1111

به زیارت به سوی مشتی دون

کعبهٔ کعبتین نه ای چه شوی

1212

به هوا سوی کس نشاید رفت

از پی دین روا بود که روی

1313

نخرامد به خاصه در معراج

سوی قارون رکاب مصطفوی

1414

کی شوم چون تو گرچه گویم شعر

کی رسد زال در کمال زوی

1515

گرچه با زر و زندگی بشود

آهن از آهنی و جو ز جوی

1616

تا بود نطق جبرییل به جای

چون کند پشه‌ای در آب دوی

1717

من به گرد تو خود نیارم گشت

زان که من چشم دردم و تو ضوی

1818

گفتی آیم میا که گر آیی

سوی من با تواضع نبوی

1919

ندی ینزل الله اندر شهر

حنبلی‌وار در دهم بنوی

2020

که دریغست گوش و چشم کرام

به هوا بینی و هوس شنوی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی‌؟

یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 198

اگلی نظم

نه از اینجا نه از آنجا دل من برد مهی

زین گهر خنده نگاری و شکر بوسه شهی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 200 - در مدح بهرامشاه

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرحبا ای نسیم عنبربوی

خبری زآن به خشم رفته بگوی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 630

هرچه هست اوست و هرچه اوست توی

او تویی و تو اوست نیست دوی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 832

ای سنایی به گرد شرک مپوی

آنچه گوید مگوی عقل مگوی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 204

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور