صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1956

غزل شمارهٔ 1956

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ستهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است

پای جهان نورد خیالم نبسته است

2

گر بشنوی زمن دو سه حرفی چه می شود؟

راه سخن به مور، سلیمان نبسته است

3

در تنگنای خاک کند سیر لامکان

آزاده ای که دام علایق گسسته است

4

خون می چکد به هر لبی انگشت می زنی

از زیر تیغ چرخ، مسلم که جسته است؟

5

با سوزن مسیح نمی‌آورم برون

خاری که در ره تو به پایم شکسته است

6

زلف تو در گرفتن دلهاست بیقرار

هر چند از گرانی دلها شکسته است

7

از قیل و قال تیره شود وقت اهل حال

از عکس طوطی آینه ام زنگ بسته است

8

صائب ز سیل حادثه از جا نمی رود

چون کوه هر که پای به دامن شکسته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

این خار غم که در دل بلبل نشسته است

از خون گل خمار خود اول شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1955

اگلی نظم

عیش دل شکسته به آزار بسته است

جوش بهار آبله در خار بسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1957

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است

کز بار جلوه رنگ بهارت شکسته است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 571

دنیا طویله ایست پر از جنس چارپای

کابادی و خرابی آن جسته جسته است

عرفی»قطعات»شمارهٔ 2 - درشکایت از ابناء روزگار

تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است

از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1952

جام شراب مرهم دلهای خسته است

خورشید مومیایی ماه شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1953

باد بهار مرهم دلهای خسته است

گل مومیایی پر و بال شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1954

این خار غم که در دل بلبل نشسته است

از خون گل خمار خود اول شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1955

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور