صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 571

غزل شمارهٔ 571

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ستهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است

کز بار جلوه رنگ بهارت شکسته است

2

از ضعف انتظار تو در دیدهٔ ترم

سررشته نگاه چو مژگان ‌گسسته است

3

هرگز نچیده‌ایم جز آشفتگی‌ گلی

سنبل به باغ طالع ما دسته دسته است

4

بی جلوهٔ تو ای چمن‌آرای انتظار

جوهر به چشم آینه مژگان شکسته است

5

از قطره تا محیط تسلی سراغ نیست

آسودگی زکشورما باربسته است

6

از سنگ برنیامده زندانی هواست

یارب شرار من به چه امید جسته است

7

رنگم چه آرزو شکند کز شکست دل

درگوش این شکسته صدایی نشسته است

8

بر ناخن هلال فلک پرحنا مبند

رنگینیش به خون جگرهای خسته است

9

بگذر ز دام وهم که گلدستهٔ مراد

با رشته‌های طول امل‌ کس نبسته است

10

عیش از جهان مخواه‌ که چون نالهٔ سپند

این مرغ درکمین رمیدن نشسته است

11

بیدل خموش باش‌ که تا لب گشوده‌ای

فرصت به ‌کسوت نفس از دام جسته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

برروی ما چوصبح نه‌رنگی شکسته است

گردی ز دامن تپش دل نشسته است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 570

اگلی نظم

الفت دل عمرها شد دست وپایم بسته است

قطرهٔ خونی ز سرتا پا حنایم بسته است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 572

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است

از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1952

جام شراب مرهم دلهای خسته است

خورشید مومیایی ماه شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1953

باد بهار مرهم دلهای خسته است

گل مومیایی پر و بال شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1954

این خار غم که در دل بلبل نشسته است

از خون گل خمار خود اول شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1955

پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است

پای جهان نورد خیالم نبسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1956

دنیا طویله ایست پر از جنس چارپای

کابادی و خرابی آن جسته جسته است

عرفی»قطعات»شمارهٔ 2 - درشکایت از ابناء روزگار

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور