صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1955

غزل شمارهٔ 1955

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ستهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

این خار غم که در دل بلبل نشسته است

از خون گل خمار خود اول شکسته است

2

این جذبه ای که از کف مجنون عنان ربود

اول زمام محمل لیلی گسسته است

3

پای شکسته سنگ ره ما نمی شود

شوق تو مومیایی پای شکسته است

4

بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست

شبنم به روی گل به امانت نشسته است

5

از خط یکی هزار شد آن خال عنبرین

دور نشاط نقطه به پرگار بسته است

6

بر سر گرفته ایم و سبکبار می رویم

کوه غمی که پشت فلک را شکسته است

7

آسوده از زوال خود آفتاب گل

تا باغبان به سایه گلبن نشسته است

8

برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک

با شوخی تو مرغ و پر و بال بسته است

9

پیوسته است سلسله موجها به هم

خود را شکسته هر که دل ما شکسته است

10

تا خویش را به کوچه گوهر رسانده ایم

صد بار رشته نفس ما گسسته است

11

داغم ز شوخ چشمی شبنم که بارها

از برگ گل به دامن ساقی نشسته است

12

خون در دل پیاله خورشید می کند

سنگی که شیشه دل ما را شکسته است؟

13

(در کام اژدهای مکافات چون رود؟

آزاده ای که خاطر موری نخسته است)

14

برهان برفشاندن دامان ناز اوست

گرد یتیممی که به گوهر نشسته است

15

تا بسته است با سر زلف تو عقد دل

صائب ز خلق رشته الفت گسسته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باد بهار مرهم دلهای خسته است

گل مومیایی پر و بال شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1954

اگلی نظم

پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است

پای جهان نورد خیالم نبسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1956

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است

کز بار جلوه رنگ بهارت شکسته است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 571

دنیا طویله ایست پر از جنس چارپای

کابادی و خرابی آن جسته جسته است

عرفی»قطعات»شمارهٔ 2 - درشکایت از ابناء روزگار

تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است

از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1952

جام شراب مرهم دلهای خسته است

خورشید مومیایی ماه شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1953

باد بهار مرهم دلهای خسته است

گل مومیایی پر و بال شکسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1954

پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است

پای جهان نورد خیالم نبسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1956

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور