زمین
مپسند جزبه رهن تغافل پیام ما
لعل ترا نگین نگرفتهست نام ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 216
ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
خورشید را فروغ ده از عکس جام ما
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 70
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 11
صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
گر قادری ببخش چراغی به شام ما
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 26
جز دفع غم ز باده نبودهست کام ما
گویی چراغ روز سیاه است جام ما
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 31
مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مطرب نمی دهد خبری از مقام ما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 31