صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6116

غزل شمارهٔ 6116

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انمن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من

از پشیمانی دل خود می خورد مهمان من

2

در مصیبت خانه ام گرد تعلق فرش نیست

سیل خجلت می برد از خانه ویران من

3

از تنور خاک، نان من فطیر آمد برون

از تنور آسمان تا چون برآید نان من

4

قطع پیوند تعلق کرده ام زین خاکدان

داغ دارد خار را کوتاهی دامان من

5

می کند با آستین جوهر ز روی تیغ پاک

آن که می چیند به دامن اشک از مژگان من

6

گریه من بحر را در حقه گرداب کرد

کیست مرجان تا زند سرپنجه با مژگان من؟

7

از تنور هر حبابی سر کشد طوفان نوح

چون به دریا رو نهد چشم محیط افشان من

8

نکهت زلف تو راه شش جهت را بسته است

از کدامین ره به هوش آید دل حیران من؟

9

در سر شوریده من عقل شد سودای عشق

دیو یوسف می شود در پله میزان من

10

صائب از بس شور معنی هر طرف انگیخته است

یادی از دیوان محشر می دهد دیوان من

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من

پنجه با دریای آتش می زند مرجان من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6115

اگلی نظم

با سیه چشمان بود بزم می گلگون من

ساغر از ناف غزالان می زند مجنون من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6117

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1946

سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من

گفت ای رخ‌های زرد و زعفرانستان من

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1947

خون دشت کربلا می جوشد از مژگان من

داغ زهرا تازه شد در کلبه احزان من

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 33 - این قصیده در مرثیه صبیه و برادر دلبند این کمینه گفته شده

سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من

پنجه با دریای آتش می زند مرجان من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6115

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور